با هر که نشینی و قدح نوش کنی

با هر که نشینی و قدح نوش کنی از رشک مرا خراب و مدهوش کنی گفتی که چو می خورم تو را یاد کنم ترسم…

Continue Reading...

باز آی، که از جان اثری نیست مرا

باز آی، که از جان اثری نیست مرا مدهوشم و از خود خبری نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم…

Continue Reading...

بگداختم از دست جفا کردن تو

بگداختم از دست جفا کردن تو این‌ست طریق بنده پروردن تو؟ گر من به گناه عاشقی کشته شوم خون من بی‌گناه در گردن تو

Continue Reading...

بی روی توام هست ملالی که مپرس

بی روی توام هست ملالی که مپرس وز زندگی خود انفعالی که مپرس هر لحظه چه پرسی که بگو حال تو چیست؟ دور از تو…

Continue Reading...

تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودن

تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودن صد دل‌شده عشق‌باز خواهد بودن تا از طرف تو ناز خواهد بودن از جانب ما نیاز خواهد بودن

Continue Reading...

تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟

تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟ با محنت و درد هم‌نشین خواهد بود خوش باش که روزگار پیش از من و تو تا…

Continue Reading...

در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟

در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟ سیم از پولاد رنجه کردن تا کی؟ گل را به گیاه دسته بستن تا چند؟ جان را به…

Continue Reading...

چون صورت زیبای تو انگیخته‌اند

چون صورت زیبای تو انگیخته‌اند صد حسن و ملاحت به هم آمیخته‌اند القصه که شکل عالم‌آرای تو را در قالب آرزوی ما ریخته‌اند

Continue Reading...

در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست

در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست شادی و نشاط در بنی‌آدم نیست آن کس که درین زمانه او را غم نیست یا آدم نیست، یا…

Continue Reading...

در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟

در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟ بدحالی عاشقان بود در همه حال گر وصل بود مدام سوزست و گداز ور هجر بود تمام…

Continue Reading...