هر بلایی کزو رسید مرا

هر بلایی کزو رسید مرا به عطایی دهد نوید مرا دوش از زلف و ابروان می‌داد گاه بیم و گهی امید مرا گه به شمشیر…

Continue Reading...

نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم

نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم چه مژده ها که همی میدهد زغیب سروشم مجال نطق نمیداد دوش بانگ سروشم گمان انجمن این کز غمی…

Continue Reading...

هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم

هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم ما نه نیکیم و نه بد بندهٔ فرمان باشیم گر چه زشتیم ولی در کنف نیکانیم…

Continue Reading...

هر چه جز ذکر تو افسانهٔ لاطایل بود

هر چه جز ذکر تو افسانهٔ لاطایل بود هر چه جز یاد تو اندیشهٔ بی‌حاصل بود بهوس بیهده دادیم دل از دست و دریغ کانچه…

Continue Reading...

هر کرا دل، دلبری را منزل است

هر کرا دل، دلبری را منزل است آنکه بی دلبر بماند بی دل است شاهد از یاران کجا گیرد کنار هر کجا شمعی میان محفل…

Continue Reading...

هر کرا بر سر آن کو گذری می‌باید

هر کرا بر سر آن کو گذری می‌باید از دل گمشده‌ام راهبری می‌باید از توام نیست گریزی که به هر سو گذرم بر سر کوی…

Continue Reading...

هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد

هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد تا کجا ذکری از آن زلف معنبر می‌شد پرتو ماه ز روی تو حکایت می‌کرد ظلمت شب به…

Continue Reading...

هر کرا دل با خدای مطلق است

هر کرا دل با خدای مطلق است ناخدا موج است و دریا زورق است غرقه در دریا همی جوید کنار چون کند آن کو بخود…

Continue Reading...

هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی

هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی اختیارم دادی و بی اختیارم داشتی میشود عمری که دارم انتظار وعده ای یاد آن کز وعده…

Continue Reading...

هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ

هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ ساقی بساط باده به بستان ببر ز کاخ فرصت مده زکف که دوا می…

Continue Reading...