دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند
دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند دو بند زلف تو زنجیر رستگارانند مپوش چهره که از شرم روی و جلوه ی حسن بهر طرف که…
دوش با یاد توام باز حکایتها بود
دوش با یاد توام باز حکایتها بود شکرها از تو و از خویش شکایتها بود بر من از تو ستمی نیست ولی بر ستمت ستم…
دوست میگفتم ترا زاول نه آن میبینمت
دوست میگفتم ترا زاول نه آن میبینمت دشمن دل بودی اینک خصم جان میبینمت نه همین در کاخ دل با چشم جان میبینمت در جهان…
دوشینه بر مراد دل آمد بسر شبم
دوشینه بر مراد دل آمد بسر شبم ذکر خدا و شکر خداوند بر لبم ساقی بریز باده بر آیین گریه ام مطرب بساز نغمه بآهنگ…
دیدیم کرانه تا کرانه
دیدیم کرانه تا کرانه غیر از تو نبود در میانه هم دست هزار آستینی هم صدر هزار آستانه یک گلبن و سد هزار گلشن یک…
دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش
دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش آفت عشق خوشتر از زاهدی و سلامتش سرو و گل و کنار جو کی برد اندهش ز…
دیوانه و مست و باده نوشیم
دیوانه و مست و باده نوشیم پرورده ی دست می فروشیم هم زیور ساعد جنونیم هم ساعد آستین هوشیم هم در صف زاهدان مسجد سجاده…
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد پرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان پرده برداشت…
راه بیرون شدن از هر دو جهانم هوس است
راه بیرون شدن از هر دو جهانم هوس است خیمه بیرون زدن از کون و مکانم هوس است تن ناپاکم و این جان هوسناکم کشت…
رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست
رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست ولی چه چاره که بیچاره دیده قابل نیست وفا مگر که نکو نیست در زمانه که نیست نکوییی…





