تا در پناه درگه خاقان اکبریم

تا در پناه درگه خاقان اکبریم در آب ماهییم و در آتش سمندریم اکنون که مانده دور از آن خاک آستان بی آب جویباری و…

Continue Reading...

تا چه گفتند که خاموش شدیم

تا چه گفتند که خاموش شدیم پای تا سر همه تن گوش شدیم تاب دیدار تو در ما نبود پرده بردار که از هوش شدیم…

Continue Reading...

ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی

ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی ما نه خود لایق تیریم و نه شایسته ی بندی…

Continue Reading...

تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد

تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد جان که جانانش نباشد تن بی‌جان باشد آنکه در صورتی اینسان که منم حیران نیست…

Continue Reading...

تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم

تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم که حسن روی تو نگذاشت عیب خود نگرم همین نه بنده ی نا سودمند بی هنرم بدی…

Continue Reading...

توانایی چه جویی، خستگی به

توانایی چه جویی، خستگی به بدین تندی مران آهستگی به گرفتاران زلف پر شکن را پریشان حالی واشکستگی به دلا گر مهر پیوستی به یک…

Continue Reading...

تنها نه من که چشم جهانی به روی تست

تنها نه من که چشم جهانی به روی تست روی نیاز خلق ز هرسو به سوی تست بیچاره آن که از تو بغفلت گذشته است…

Continue Reading...

تو بدین شکل و شمایل که به خود می‌نگری

تو بدین شکل و شمایل که به خود می‌نگری جای آن است که بر ما به تکبر گذری گر نه خود جان منی از چه…

Continue Reading...

تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را

تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را فرود آرد کجا تا ساربان از ناقه محمل را بیا امشب ز ذکر روی او شمعی…

Continue Reading...

جان چو میرفت چرا زیست تنم

جان چو میرفت چرا زیست تنم بی تو دارم عجب از زیستنم تا درین شهر چسان افتادم که رهی نیست بوی وطنم هرگزم رخصت پرواز…

Continue Reading...