ای روی دلارایت آرایش زیبایی
ای روی دلارایت آرایش زیبایی زیباتر از این رو چیست تا خود بوی آرایی رویی که جهانسوز است با غازه چه افروزی زلفی که دلاویز…
ای مبارک شب فیروز امید
ای مبارک شب فیروز امید صبح شو صبح که خورشید دمید گل مکان بر زبر شاخ گرفت سرو سر از کنف باغ کشید دل نشست…
ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی
ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی نیکو نتوان گفت که نیکو تر از آنی در پیکر من روحی و در دیده ی من نور…
ای فروغ ماه از شمع شبستان شما
ای فروغ ماه از شمع شبستان شما چشمهٔ خور جرعهای در بزم مستان شما عشق دارد صیدگاهی نغز و دلکش کاندر آن صید شیران میکند…
ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری
ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری مقصود خود ز خود طلبی نی ز دیگری هرچ آن فزون ز درک تو افزون ز قصد تست…
این نکویان که بلای دل اهل نظرند
این نکویان که بلای دل اهل نظرند دشمن جان و دل و از دل و جان خوبترند عاشقان را نتوان داد دل غمزده داد ورنه…
این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست
این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست که بر او دیده ی خونین و رخ زردی نیست خرم آن کس که برویش ز…
این شهد نمیرسد بکامی
این شهد نمیرسد بکامی این صید نمی فتد بدامی سد جو برهش ز دیده بستم این سرو نمیکند خرامی دستم رسد ار بچین زلفش سد…
این سرما و آن خم زنجیر اوست
این سرما و آن خم زنجیر اوست میبرد تا هر کجا تقدیر اوست حل شود این عقده های پیچ پیچ رشته ی ما درید تدبیر…
این خیال خودپرستانند غافل کان جمال
این خیال خودپرستانند غافل کان جمال تا به چشمی درنیاید برنیاید در خیال عقل گوید رب ارنی عشق میگوید که هی! کَیفَ اَعبُد؟ گاه من…





