شه نور جهان و سایه ی حق باشد

شه نور جهان و سایه ی حق باشد این سایه باصل خویش ملحق باشد این زورق شاه است نمودار در آب یا دریایی میان زورق…

Continue Reading...

غمگین از غم مباش و شاد از شادی

غمگین از غم مباش و شاد از شادی یکسان بادت خرابی و آبادی آنرا که بمهر خواجه دل در بند است فرقی نکند بندگی و…

Continue Reading...

عمرم همه جز بکام خاطر بگذشت

عمرم همه جز بکام خاطر بگذشت یک روز مرا چو روز دیگر بگذشت روزی نگذشت بر من از دولت عشق کز روز دگر مرا نکوتر…

Continue Reading...

فارغ ز غم سود و زیانم کردی

فارغ ز غم سود و زیانم کردی آسوده ز محنت جهانم کردی ای عشق ترا چه شکر گویم که چنانک میخواستم آخر آنچنانم کردی

Continue Reading...

گر با تو بود کس همه عالم راه است

گر با تو بود کس همه عالم راه است ور بی تو رود جهان سراسر چاه است با خاک سرو چاک گریبان پیوست آن دست…

Continue Reading...

کیوانت ستاده بر در ایوان باد

کیوانت ستاده بر در ایوان باد بهرام فتاده بر سر میدان باد ناهید درون بزم و برجیس برون مه بر سر مهر و تیر در…

Continue Reading...

گر بار دگر گذر بکویت فکنم

گر بار دگر گذر بکویت فکنم این دیده ی غمدیده برویت فکنم یا دل که بجان رسیده گیرم ز تو باز یا جان بلب رسیده…

Continue Reading...

گر تیر غم تو را نشانیم چه غم

گر تیر غم تو را نشانیم چه غم در عشق تو رسوای جهانیم چه غم بدنامی و ننگ را ندانیم چه باک وزغمناکی چو شاد…

Continue Reading...

گفتم رویش گفت نهان خواهد بود

گفتم رویش گفت نهان خواهد بود در مویش و مویش بمیان خواهد بود گفتم سر ما و خنجر او گفتا آن نیز نصیب دشمنان خواهد…

Continue Reading...

گر ره بخدا جویی در گام نخست

گر ره بخدا جویی در گام نخست نقش خودی از صفحه ی جان باید شست گم گشته ز تو گوهر مقصود و تو خود تا…

Continue Reading...