یارم که نکویی همه باطلعت اوست

یارم که نکویی همه باطلعت اوست زنهار مگو که طالب روی نکوست بر زشتی من عیب مکن نیک ببین شاید که مراد دوست چنین دارد…

Continue Reading...

یارب از هر چه جز تو بیزارم کن

یارب از هر چه جز تو بیزارم کن بی مونس و بی رفیق و بی یارم کن اول از خویش بی خبر ساز مرا وانگاه…

Continue Reading...

از دوری تو تن نزاری دارم

از دوری تو تن نزاری دارم جانی غمگین، دل فکاری دارم در رهگذرت نشسته جان بر سر دست برخیز و بیا که با تو کاری…

Continue Reading...

از عشق بسینه شعله ای افروزیم

از عشق بسینه شعله ای افروزیم از اشک بدیده موجه ای اندوزیم شاید که ازین گرد بطالت شوییم باشد که از آن پرده ی غفلت…

Continue Reading...

از کثرت جیش خصم جستند سراغ

از کثرت جیش خصم جستند سراغ گفتیم به بخت شه نه ژاژ است و نه لاغ بسیاری کوکب است در موکب صبح انبوهی ظلمت است…

Continue Reading...

از میکده میآیم و چندان مستم

از میکده میآیم و چندان مستم کاگاه نیم که نیستم یا هستم از خلوت عشق تو بدیوان خرد سد جای فتم اگر نگیری دستم

Continue Reading...

امروز چها باین جفا کش کردی

امروز چها باین جفا کش کردی باز این دل خسته را مشوق کردی با غیر بگرمابه شدی و زغیرت چشمم پر آب و دل پر…

Continue Reading...

از وصل اگر حکایتی باید کرد

از وصل اگر حکایتی باید کرد مشکل که بما عنایتی باید کرد بردرگه عدل میبرندم ای فضل وقت است اگر حمایتی باید کرد

Continue Reading...

امروز میان شهر دیوانه منم

امروز میان شهر دیوانه منم در دهر بدیوانگی افسانه منم بیگانه ز آشنا و بیگانه منم مردود در کعبه و بتخانه منم

Continue Reading...

امشب دگر ای دوست نه تنها مستم

امشب دگر ای دوست نه تنها مستم دیوانه و مست هر چه خواهی هستم چون دست نمیدهد که بوسم پایت افتاده ام از پای که…

Continue Reading...