مهر رخسار و مه جبین شده‌ای

مهر رخسار و مه جبین شده‌ای آفت دل بلای دین شده‌ای مهر و مه را شکسته‌ای رونق غیرت آن و رشک این شده‌ای پیش ازین…

Continue Reading...

مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب

مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب به خاکم گو میا فردا، به بالینم بیا امشب مگو فردا برت آیم که من دور…

Continue Reading...

نوید آمدن یار دلستان مرا

نوید آمدن یار دلستان مرا بیار قاصد و بستان به مژده جان مرا فغان و ناله کنم صبح و شام و در دل یار فغان…

Continue Reading...

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر…

Continue Reading...

نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد

نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد که با دشمن توان گفت و توان کرد گرفت از من دل و زد راه…

Continue Reading...

هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان

هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا روز…

Continue Reading...

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست عاشقم عاشق مرا با وصل و هجران کار نیست هر شب از افغان من بیدار…

Continue Reading...

یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست

یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست رحم گویا در دل بی‌رحم آن مه پاره نیست کو دلی کز آن دل بی‌رحم سنگین…

Continue Reading...

گل سوری

  گل سوری بسیار شد جدایی و دوری عزیز من احساس تلخ زنده به گوری عزیز من قلب مرا که مرده در او هر چه…

Continue Reading...

یک لحظه کسی که با تو دمساز آید

یک لحظه کسی که با تو دمساز آید یا با تو دمی همدم و همراز آید از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند هرگز نرود…

Continue Reading...