گفتم که چاره غم هجران شود نشد
گفتم که چاره غم هجران شود نشد در وصل یار مشکلم آسان شود نشد یا از تب غمم شب هجران کشد نکشت یا دردم از…
گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت گفتم روم از کوی تو گفتا به سلامت گفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشق گفتم…
گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد گر عتاب است و گر ناز کدام…
گل خواهد کرد از گل ما
گل خواهد کرد از گل ما خاری که شکسته در دل ما از کوی وفا برون نیائیم دامنگیر است منزل ما مرغان حرم ز رشک…
گواهی دهد چهرهٔ زرد من
گواهی دهد چهرهٔ زرد من که دردی بود بیدوا درد من شدم خاک اگر از جفایش مباد نشیند به دامان او گرد من به گلزاری…
گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم جان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزند دامان…
لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است که مدعا طلبیدن ز یار بیادبی است حکیم جام جم و آب خضر چون گوید مراد جام زجاجی…
من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی
من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی کار دل بود که با دل نفتد کار کسی دین و دنیا و دل و…
مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم چو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتم نبستم دل به مهر…
منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو
منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو باشدم خرقهای آنهم به خرابات گرو زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنت…





