شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج به جلوه سرو قدت باد گاهی راست گاهی کج ز بهر کندن خارا برای سجدهٔ شیرین…
صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی
صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی که دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیبایی به حسرت زین گلستان با صد افغان رفتم و…
غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل دل محمل نشین مشکل درون محمل…
قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست بر خاک آستانهٔ او سرنهاده کیست چون بر سمند آید و خلقیش در رکاب همراه او سوار…
کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش میدیدی که…
کدام عهد نکویان عهد ما بستند
کدام عهد نکویان عهد ما بستند به عاشقان جفاکش که زود نشکستند خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل ما به یک نگاه نکردند و میتوانستند نخست…
کردهاست یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
کردهاست یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل یا درجی از مشک ختن کرده است پنهان در بغل در مصر یوسف زینهار آغوش مگشا بهر…
کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی این گلستان بیخس و خاشاک بودی کاشکی یار من پاک و به رویش غیر چون دارد نظر دیده…
گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو
گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو مشکل که در دام کسی افتد شکاری همچو تو خوبان فزون از حد ولی نتوان به…
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمیخندد ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی…





