ای گمشده دل کجات جویم

ای گمشده دل کجات جویم در دام که مبتلات جویم دیروز چو آفتاب بودی امروز چو کیمیات جویم ای مرغ ز آشیان رمیده در دامگه…

Continue Reading...

با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند

با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند یاد کن یاد ز ناکامی ناکامی چند بی تو احوال مرا در دل شب‌ها داند هر که…

Continue Reading...

با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس

با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس کی شکایت داشتم از تنگی جا در قفس عندلیبم آخر ای صیاد خود گو، کی…

Continue Reading...

بتان نخست چو در دلبری میان بستند

بتان نخست چو در دلبری میان بستند میان بکشتن یاران مهربان بستند دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی به روی من همه درهای…

Continue Reading...

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان هر خار مزارم زندش دست به دامان شاهان همه در حسرت آنند که باشند در خیل غلامان…

Continue Reading...

بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز

بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز روزم سیه است از غم هجران…

Continue Reading...

به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما

به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما شبی با او بسر بردم ز وصلش بی‌نصیب اما مرا بی او شکیبایی چه می‌فرمائی ای…

Continue Reading...

به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم

به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم من اگر چه پیرم و ناتوان تو…

Continue Reading...

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد که ز جان در ره آن جان جهان می‌گذرد از مقیم حرم کعبه نباشد…

Continue Reading...

به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها

به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها روان شوند فکنده به دوش خویش کفن‌ها فغان که در همهٔ عمر یک سخن نشنیدی ز ما…

Continue Reading...