روز بازار خون
روز بازار خون خواب بد نیست آنچه میبینیم قصهٔ زنده ماندن و مرگ است با خزانٍ تصادفی چه کند – آن که همسرنوشت یک برگ…
زریاب
زریاب تو ای پهلوان زمینِ سخن یلِ قصههای هزار انجمن شکوه خراسان و کاخ کهن – رفتی و سکوت کوه در سینه شکست در ویرانه…
در بیوطنی
در بیوطنی غزل نشد وطنم، اشکِ بیامان: وطنم! فرار میکنم از این وطن به آن وطنم قلمروِ کلماتم مرا که اکنون راند جزیره شد وطنم،…
از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز لیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز با اهل وفا و هنر افزون شود و…
امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر…
آن دلبر محملنشین چون جای در محمل کند
آن دلبر محملنشین چون جای در محمل کند میباید اول عاشق مسکین وداع دل کند زین منزل اکنون شد روان تا آن بت محملنشین دیگر…
آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن
آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن ناوک او را نشان میباید از جان ساختن سروران چون گو به پای توسنش بازند سر چون کند…
ای باده ز خون من به جامت
ای باده ز خون من به جامت این می به قدح بود مدامت خونم چو می ار کشی حلالت می بی من اگر خوری حرامت…
ای که در جام رقیبان می پیاپی میکنی
ای که در جام رقیبان می پیاپی میکنی خون دل در ساغر عشاق تا کی میکنی مینوازی غیر را هر لحظه از لطف و مرا…
ای که مشتاق وصل دلبندی
ای که مشتاق وصل دلبندی صبر کن بر مفارقت چندی باش آمادهٔ غم شب هجر ای که در روز وصل خرسندی بندگان را تفقدی فرمای…





