هر که از عین امتحان بیند
هر که از عین امتحان بیند در زمین نقش آسمان بیند زین سبب غرقه محیط فنا خود زغرقاب در کران بیند تاجر بی متاع گو…
هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نور
هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نور گو بخوان فاتحه و صورت او بین از دور با پری آدمئی گر بمثل جمع شود شاید ار…
هر کرا نقش بجانست کی از دل برود
هر کرا نقش بجانست کی از دل برود و گرش جان برود نقش تو مشگل برود روح مجنون چو جرس پیش رود لیلی را گراز…
هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد
هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد لاجرم خضر خط او دیبه خضرا بپوشد گر بشیرت بوی پیراهن سوی یعقوب آرد یوسف و…
هر که با موی و میان تو میانی دارد
هر که با موی و میان تو میانی دارد میتوان گفت که از عشق نشانی دارد آن که منظور نظر هست در این خوبان نیست…
هر که ببازار عشق آرد جنس وفا
هر که ببازار عشق آرد جنس وفا من شومش مشتری جان دهمش دربها گر تو درآئی بدیر کعبه مقبل شود ور تو روی از حرم…
هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد بایدش دل زگل و سرو سمن بردارد حالت بسمل عشق و مژه فتانش داند آن خسته که…
هر که در میکده عشق شد امروز مقیم
هر که در میکده عشق شد امروز مقیم نیست فردا بدلش آرزوی باغ نعیم گر بپاداش عمل دوزخیم من چه عجب بنشان آتش هجران که…
هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد داند آنحال که گو در خم چوگان دارد چشم من دیده منجم بشب هجر و بگفت نظری…
هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما شیر را خانه به نی برق بود بیشه ما از پس مرگ زند شاخه ام از…





