هر غیر که بنگری زیار است

هر غیر که بنگری زیار است این نقش و نگار از نگار است سر پنجه آن نگار ساده از خون جهانیان نگار است هرگز خطر…

Continue Reading...

هر جای که بدخاک بسربیختم امشب

هر جای که بدخاک بسربیختم امشب تا طرح سر کوی تو را ریختم امشب چون حلقه کعبه که درآویخت بخانه خود را بدر قصر تو…

Continue Reading...

هر کجا انجمن برافروزی

هر کجا انجمن برافروزی همچو پروانه یک جهان سوزی آن دم آتش به جان برافروزم کاز می غیر رخ برافروزی آندمت دوست چهره بنماید کازدو…

Continue Reading...

هر کرا بار میدهد یارش

هر کرا بار میدهد یارش دامن وصل گونگه دارش تلخ شد کام کوهکن شیرین زنده کن زآن لب شکربارش سرو پابست او شود چو تزرو…

Continue Reading...

هر کرا چشم هر نفس بکسی است

هر کرا چشم هر نفس بکسی است نیست عاشق یقین که بوالهوسی است دل منه بر عروس ملک جهان کاو بپنهان بعهد چون تو بسی…

Continue Reading...

هر کرا خسرو دل در گرو شیرین است

هر کرا خسرو دل در گرو شیرین است باغ فردوس دلش منزل حور العین است خاک فرهاد چه بر باد دهی ای خسرو که برآمیخته…

Continue Reading...

هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامت

هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامت ای مسلمانان من از اسلام خود دارم ندامت چون قمر گرچه سریع‌السیرم اندر دور ادیان چون زحل…

Continue Reading...

هر کرا خواندی از نکویانش

هر کرا خواندی از نکویانش لاجرم نیست عهد و پیمانش هر که سرو و گلش در ایوانست نرود دل بسوی بستانش چشم هر کاو بر…

Continue Reading...

هر کرا عشق در کمند انداخت

هر کرا عشق در کمند انداخت بست و از قید عقل فارغ ساخت ریخت در جام عقل باده عشق آتشی بود کابگینه گداخت پاکبازش نمیتوان…

Continue Reading...

هر کرا عشق نهانی به زبان می‌آید

هر کرا عشق نهانی به زبان می‌آید شمع‌سان آتش پیدایش به جان می‌آید باغبان را خبری می‌دهد و گلچین را عندلیبی به گلی گر به…

Continue Reading...