نمیگردد سپهر الا به حکم رای درویشان
نمیگردد سپهر الا به حکم رای درویشان قضا و هم قدر دارند سر در پای درویشان نشان شاهد غیبی و شمع نور لاریبی ببین در…
نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری
نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری چه مظهری تو که هر جا دلی بود ببری بیا وآینه رو بین چو چشم بازت…
نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی
نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی زمین را اخترستی آفتاب آسمانستی اگر ماهی چرا ننشستی و از لب سخن گفتی وگر سروی چرا با ساق…
نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم
نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم نه عهد با تو که پیمان به میْکشان بستم اگرچه رشته جان بافته به مهر جهان بریدم از…
نه گلشن است از شرر برق در خطر
نه گلشن است از شرر برق در خطر ای باغ حسن زآه من خسته الحذر اندیشه کن که تازه بهارت خزان شود آهم زدل برآید…
نه گمانم آدمی زاده بدین جمال باشد
نه گمانم آدمی زاده بدین جمال باشد نشنیده ام فرشته که باین کمال باشد مگر از پری و غلمان کند ازدواج و آنگه چو تو…
نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من که مخمر شده ز آغاز ز مهرت دل من دل من مشکل من بود همانا…
نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم
نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم که بود مهر تو آمیخته در آب و گلم جان طلب میکند آن شوخ زن بهر نثار…
نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام
نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام این چه شادی بود و این نوبت چه وین عشرت کدام هست عیدی تازه یا نوروز فیروزی طلب…
نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک لعبتان کرده عیان نغز و خوش و زیبا خاک تا که عیش که بود در چمن و عشرت…





