نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری

نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری تو صد هزار نافه از چین مو بباری جز چشم جان شکارت در چین زلف جادو هرگز ندیده آهو…

Continue Reading...

ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم

ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم سوخت نشاط خاطر و ریخت بجامم آب غم قصه عشق بر زبان گفتم تا نیاورم شور نمی…

Continue Reading...

نام جانرا نتوان برد که جانان اینجاست

نام جانرا نتوان برد که جانان اینجاست منه آن زلف که سودای دل و جان اینجاست زاهد آمد زدر و دید بت حور سرشت گفت…

Continue Reading...

نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست

نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست یا بجز عشق بتان در دو جهان کاری هست ایخوش آن سر که سزاوار سرداری هست خرم آن…

Continue Reading...

نبرد ره به کوی لیلی کس

نبرد ره به کوی لیلی کس گر نگردد دلیل راه جرس هر کجا با شکر کنم خلوت انجمن گردد از هجوم مگس عشق سرکش بعقل…

Continue Reading...

نپندارم که دیگر در جهان اغیار می‌بینم

نپندارم که دیگر در جهان اغیار می‌بینم که در آیینهٔ دل طلعت دلدار می‌بینم ز شوق چشم مستانت بر قصد برهمن با شیخ نه مست…

Continue Reading...

ندیدم دشمنان گشته حبیبان

ندیدم دشمنان گشته حبیبان فغان از گل دریغ از عندلیبان نه چندانم کشد هجران احباب که اندر وصل غوغای رقیبان تو با اغیار چون بادام…

Continue Reading...

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان به خطا چه می‌پسندی که عبیر گردد ارزان بسپهر بزم مستان بنگر بجام و ساقی که گرفته با…

Continue Reading...

نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم

نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم ضرورتست کز اینجا ره سفر گیرم بچشم من شده شیراز تر چون کنعان بشیر کو که زیوسف از…

Continue Reading...

نغمات عجب زند تارم

نغمات عجب زند تارم که زهم برگسست او تارم مطرب این پرده را بگردان زود که برافتاد پرده از کارم عود زلفم بس است و…

Continue Reading...