من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن
من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن عشق ز حربا مرا بایدم آموختن خاصیت شمع چیست چهره برافروختن عادت پروانه چیست پر زدن و سوختن…
من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم
من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم دو زبان آتش افشان به بیان گشاده بودیم زمن آتشی بجست و بنشست در دل شمع بمقابله…
منصور صفت سر بسردار بدیدیم
منصور صفت سر بسردار بدیدیم گفتیم سخن حق و بمطلب برسیدیم شور تو پری از دل دیوانه نیفتاد هر چند بر او حرز یمانی بدمیدیم…
منظر روی بتان قبله اهل نظر است
منظر روی بتان قبله اهل نظر است نظر پاک بکعبه است نه جای دگر است گر مراد تو زدیده است همان حلقه چشم نرگس باغ…
منکه پرداخته خانه زاغیار امشب
منکه پرداخته خانه زاغیار امشب از چه بی پرده نیاید ببرم یار امشب هست از شور مخالف بسرم غوغائی مطرب بزم بگردان ره از این…
منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم
منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم شاید ار لیلی ایام شود مفتونم یار لب بر لب من دارد و مست از می غیر خون بدل…
منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم چه غم ار چه نخل سینا همه بر شرر گرفتم بخدنگ غمزه دیدم نظر بخست بستی بجهان…
منم که بندهٔ مملوکم و عبید جلالت
منم که بندهٔ مملوکم و عبید جلالت چه جرم رفت که میرانیم ز بزم وصالت حرام باد مرا زندگی به شام فراقت بکش به بزم…
منم بگرفته دل از وصل دلبر
منم بگرفته دل از وصل دلبر بود بی دلبرم کوهی به دل بر خلیلا بر تو آذر گشت گلزار شد آذر مه مرا بیدوست آذر…
منکه در میکده منزل بود از آغازم
منکه در میکده منزل بود از آغازم شاید ار شیخ بمسجد نکند در بازم خوش سرانجام تر از من بخرابات مجوی کز می ناب سرشتند…





