من بخود مشغول و یار از دست رفت

من بخود مشغول و یار از دست رفت چون کنم یاران که کار از دست رفت روزگارم صرف شد در انتظار تیغ برکش روزگار از…

Continue Reading...

من بلبل غریبم و این آشیانان غریب

من بلبل غریبم و این آشیانان غریب گلبن بود غریب تر و گلستان غریب گر راندت زگلشن و گلبن عجب مدار ای بلبل غریب بود…

Continue Reading...

من به بیداری شب‌های غمت معروفم

من به بیداری شب‌های غمت معروفم به صِفات سگ کویت صنما موصوفم نیست محروم‌تر از وصل تو کس چون من زار گرچه در عشق تو…

Continue Reading...

من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری

من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری بس عجب نبود که من ظلمت تو سرتا پای نوری من زتو محروم و…

Continue Reading...

من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان

من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان از گل بوستان خود جمله شدند بدگمان گلشن ماست بیخزان گلبن ما درونهان منبت بیهده مبر جان پدر…

Continue Reading...

من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی

من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی دیده هدف اگر به نشان تیر میزنی ساقی بدست جام می و در کمین دین مطرب تو…

Continue Reading...

من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم

من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم خرقه آلوده دارم مستحق آتشم شرم میدارم زشیخ خانقاه و برهمن نه مسلمانم نه گبرم زین سبب مستوحشم…

Continue Reading...

من عاشق بتانم و این کار می‌کنم

من عاشق بتانم و این کار می‌کنم بر کار عاشقان ز چه انکار می‌کنم گر عندلیب راست به گل هفته حدیث من عمر صرف آن…

Continue Reading...

من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم

من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم کی توانم عشق را دستی به پیرامن کشم گر عروسان چمن پیشت به خوبی دم زنند…

Continue Reading...

من کیستم که وصف کنم از جمال دوست

من کیستم که وصف کنم از جمال دوست ما ذره آفتاب حقیقت جمال دوست چون دوست گر بدست فتد دیگری گر تا وصف گوید او…

Continue Reading...