مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد

مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد از نوا راست عرب را به عجم می‌بندد نه خود از خویش نوا سنجد و نه نغمه…

Continue Reading...

مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را

مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را گو زهره بشکن در فلک از رشک امشب ساز را در بزم اگر تو شاهدی زاهد گذارد…

Continue Reading...

مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم

مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم ساقی صفا دهد زمی صاف بیغشم تا تن زآب میکده عشق شسته ام ماهی صفت در آب و…

Continue Reading...

مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم

مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد بی پا و سر تمام زیکدر…

Continue Reading...

مطرب عشق بقانون دگر پرده نواخت

مطرب عشق بقانون دگر پرده نواخت کاندر این بزم مرا بیخبر و بیخود ساخت شمع ما شاهد عامست ولی پروانه جان خود سوخ تاز این…

Continue Reading...

مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد

مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد کاز شور در عراق هوای حجاز کرد برگشته از حجاز سوی میکده بسر زاهد سوی حقیقت میل از مجاز…

Continue Reading...

مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه

مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه راست کن از پرده حجاز ترانه زلف بتان را زشانه تربیتی هست چشم زند از مژه بزلف تو شانه…

Continue Reading...

معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند

معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند به تک‌پرده اصحاب راز می‌کوشند نه صاحبان نظر راست بینشی کامل لباس عشق هوس‌پیشگان چه می‌پوشند صبوصفت به فغان مدعی…

Continue Reading...

معجزه ببین که سروی و رفتار می‌کنی

معجزه ببین که سروی و رفتار می‌کنی سحر مبین که ماهی و گفتار می‌کنی زآن خال دل‌فریب که در زیر زلف تست آزادگان به دام…

Continue Reading...

مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند

مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند به پیش خویش همه هندوان غلام کنند ولی تو بت چو درآئی بسومنات از ناز بتان بسجده…

Continue Reading...