مرا ز عشق بسی منت است بر گردن
مرا ز عشق بسی منت است بر گردن که بازداشته شوقم زخواب وز خوردن نه بار کس ببرد گردنم نه گوش حدیث که حلقههاست ز…
مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست
مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست که برشکفت به باغ دلم گل رخ دوست به ناف آهوی چین اندر است نافه مشک تو…
مرا سودای آن گیسوی پرچین
مرا سودای آن گیسوی پرچین فراغت میدهد از نافه چین بت سیمین ما صد چین بمو داد اگر چین را بود بتهای سیمین شدی بر…
مرا کان لب شراب سلسبیل است
مرا کان لب شراب سلسبیل است می خلد ار خورم خونم سبیل است رطب زان لعل شیرین چاشنی یافت اگر خرما به بستان بر نخیل…
مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته غمت مرغ شکر گفتار نطقم را زبان بسته شتربان را بگو تا محمل لیلی بخواباند…
مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست
مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست کجا رود زسر آشفتگی دل تا هست بگو خلیل ننازد به بت شکستن خویش بتی…
مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت پس از تو نرد غم عشق با که خواهم باخت ز هر چه هست بپرداختیم خانه ولی…
مرحبا ای سحاب درافشان
مرحبا ای سحاب درافشان ای زتو آب در در عمان مردگان از تو زنده همچو مسیح جسم پوسیده از تو یافت روان کوری موش سیرتان…
مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی
مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی جز تو پری کجا کند جلوه به شکل آدمی باغ و بهار مردمان گر ز گل است و…
مرغ هوهو زد به گلشن خیز دهی
مرغ هوهو زد به گلشن خیز دهی از سبو می در قدح کن یا صبی ناخدا را گو بطوفان دل بنه کان نه آن دریاست…





