مدد ای عشق که مغلوب هوائیم هوا
مدد ای عشق که مغلوب هوائیم هوا تو طبیب و همه محتاج دوائیم دوا اسم اعظم توئی و دافع آفات و بلا همتی زآن که…
مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا
مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا دور شد تن لیک مانده پیش جانان جان مرا با صبا هر صبحدم آیم به طوف کوی دوست…
مدعی تا چند میپرسی تو از اسرار دل
مدعی تا چند میپرسی تو از اسرار دل چشم تر افکند بیرون نقطه پرگار دل رشته زنار بگسستی ولی بت در بغل گر توانی بگسل…
مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
مرا بساخت میخانه تا که راهی هست گمان مکن که مرا ره بپادشاهی هست از آن زمان که گشودم دو چشم برویت دو دیده کور…
مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول
مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول تو در دلی زچه دل را کنم بغیر ملول بکشتگان تو تکلیف آب خضر خطاست که قتل عاشق…
مرا تو حاصل گفتاری از جهان ای دوست
مرا تو حاصل گفتاری از جهان ای دوست بهای هر نظرت صدهزار جان ای دوست نه صعوه جا نکند در دهان افعی و مار چرا…
مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند شعاع شمع عشقم در درون دل کجا ماند هوای ماهروئی در دل دیوانه جا کرده که خورشید…
مرا جز عشق و سودای تو دین نیست
مرا جز عشق و سودای تو دین نیست که در آیین ما دین غیر از این نیست کمانداری در این لشکر ندیدم که جان خستهای…
مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام که گر دعا کنم آید سزای او دشنام خبر زسوز محبت شود چو پروانه کسی که سوخت سراپای…
مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت
مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت که از گدای طریقت بشه رسید مهابت بکوی عشق عجب میکنی زعجز سلاطین گدای او بشه از عجز…





