ما را بجز شراب محبت شراب نیست
ما را بجز شراب محبت شراب نیست جز صدق در طریقت عاشق ثواب نیست ساقی بدور من چه رسد بوسه ده نه می ما را…
ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست
ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست با غیر هم بیان نکنم جز پیام دوست ما گوش وقف کرده بغوغای دشمنان باشد که…
ما را عبث نبود که از بزم رانده ای
ما را عبث نبود که از بزم رانده ای گویا رقیب را ببر خویش خوانده ای نخل وفای من که ثمر داشت کنده ای تخم…
ما ز ازل رند و مست و بادهپرستیم
ما ز ازل رند و مست و بادهپرستیم بر در میخانه الست بنشستیم سبحه و زنار را کمند بریدیم توبه و پیمانه را به هم…
ما ز سودای گل و از بوستان آسودهایم
ما ز سودای گل و از بوستان آسودهایم نوبهاری جستهایم و از خزان آسودهایم اصل جانان هست گو یک سر جهان فانی بود یک جهان…
ما ساک کوی می فروشیم
ما ساک کوی می فروشیم وز باده کشان درد نوشیم بی ساقی و باده در سماعیم بی مطرب و چنگ در خروشیم لبریز چو ساغریم…
ما زآزادگان پادشهیم
ما زآزادگان پادشهیم پادشه را مقیم بارگهیم ملک گیریم گرچه بی سپهیم تاج بخشیم گرچه بی کلهیم رشک بر ماه اوج اونبریم ماکه با یوسفی…
ما نداریم نظر بر می و بر میخانه
ما نداریم نظر بر می و بر میخانه کز لب و چشم تو می میکشم و پیمانه نظره ساقی مستان پی مستی کافیست مست این…
ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را از چه ای عشق رعایت نکنی خدمت ما را هر که سودای تو دارد سر خود…
ما گدایان درِ میخانهایم
ما گدایان درِ میخانهایم در گدایی شُهره و افسانهایم هرکجا سر زد گلی ما بلبلیم هرکجا شمعی بُوَد پروانهایم کعبه و دِیْر دیگر را طایِفیم…





