گوی داند که به چوگان کسی افتاده

گوی داند که به چوگان کسی افتاده که به سر رفته به میدان و بسی افتاده حالت عاشق بی دین و دل آری داند هر…

Continue Reading...

گویند بهار است و جهان رشک بهشت است

گویند بهار است و جهان رشک بهشت است اطراف چمن پر ز بت حورسرشت است از عکس بهشتی بتکان ساحت گلزار اندر نظر باده کشان…

Continue Reading...

لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم

لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم با همه بی‌کسوتی دارای افسر گشته‌ایم پیش ساقی در نماز و گرد خُم اندر طواف گوییا از خاک میخانه…

Continue Reading...

لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی

لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی می بخور بر طرف جوی و سرو گلروئی بجوی می کشان سرخوش زباده عاشقان از وصل…

Continue Reading...

لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید

لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید چرا به خاتم جم دیو کامران گردید خریطه سگ لیلی به گردن مجنون فتاد و فخر کنان رو…

Continue Reading...

لبش هنوز زطفلی نشسته از شیر است

لبش هنوز زطفلی نشسته از شیر است که آهوی نگهش در کمینگه شیر است علاج این دل شیدا ززلف آمد و بس که گفت چاره…

Continue Reading...

لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی

لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی خون این هر دو بریزی و مهابا نکنی عاشقان راست دم و راست رو و جانبازند قتل…

Continue Reading...

لعل شکربار یار من نمکین است

لعل شکربار یار من نمکین است من نستانم شکر اگر نمک این است سرو بباغ است و ماه در فلک اما سرو بکاخ من است…

Continue Reading...

ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو

ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو گمگشتگان راهیم آنخضر ره نما کو ای کعبه با خرابات داری اگر چه دعوی کو آن مقام امن…

Continue Reading...

ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم

ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم آغاز این بود که در انجام داده‌ایم هرسوی کش کشان کشدم موی دلبران دامن به…

Continue Reading...