گفتم از سلسله زلف تو دارم گله‌ای

گفتم از سلسله زلف تو دارم گله‌ای زیر لب خنده‌زنان گفت چه بی‌حوصله‌ای کاکل و زلف تو پیوست به هم سلسله‌ای زد به بطلان تسلسل…

Continue Reading...

گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم

گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم غافل که زآتش تف آتش ننشانم هر شب زخم گیسوی تو نافه بچینم هر روز ززلفین تو عنبر بفشانم…

Continue Reading...

گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را

گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را گفت کس جای به ویرانه دهد سلطان را ناوکش خواستم از سینه کشم کز سر عجز دل گرفتش…

Continue Reading...

گفتمش بسته آن طره پرچین توام

گفتمش بسته آن طره پرچین توام گفت هی نافه ببر آهوی مشکین توام گفتمش دکه فروبسته عطار بشهر گفت من تبت و تاتار تو و…

Continue Reading...

گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم

گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم دل بر تست کجا من به سلامت بروم من به میخانه زدم خرقه سالوس به آب رندم…

Continue Reading...

گل پیش رخ تو باخته رنگ

گل پیش رخ تو باخته رنگ شکر زدهان تست در تنگ پیش ذقنت به بهشتی بردار سیاست است آونگ برخاست به پیش پای تو سرو…

Continue Reading...

گفتی ز فراق یار چونم

گفتی ز فراق یار چونم چون مردم دیده غرق خونم بی ماه رخ تو کوکب از چشم ریزد ز ستارگان فزونم در ظلمت هجر راه…

Continue Reading...

گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت

گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت جان من است آن لب امشب بیار بر لب از سرو و گل چو خواهی امشب که هست در…

Continue Reading...

گل هزار است صحن بستان را

گل هزار است صحن بستان را بلبل آهسته تر کش افغان را گل من برفزود بر گلزار نیست انصاف بوستان بان را دل بخوبان این…

Continue Reading...

گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند

گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند بلبلان خوش به نواسنجی برخاسته‌اند شاهدان چمن از لطف تقاضای بهار غازه کردند رخ خویش و خود آراسته‌اند لیک گلچهره‌بتان در…

Continue Reading...