گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را

گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را بر تنک شکر نیک گزیند دهنش را آن لب که در او هیچ مجال سخنی نیست کس را…

Continue Reading...

گر سرو چو بالای تو چالاک نباشد

گر سرو چو بالای تو چالاک نباشد ور گل چو جمال تو طربناک نباشد بیباک بود ترک بخونریزی مردم چون ترک سیه مست تو بیباک…

Continue Reading...

گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمده‌ای

گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمده‌ای تیر مژگان به کف از بهر چه کار آمده‌ای دل‌نشینی عجب ای ناوک مژگان پیداست کز کمان‌خانه…

Continue Reading...

گر هر که را نهانی کاریست با نگاری

گر هر که را نهانی کاریست با نگاری ما را نهان و پیدا جز عشق نیست کاری نقش و نگار مانی نغز است و دلکش…

Continue Reading...

گرجان نبود زنده بجانانه توان بود

گرجان نبود زنده بجانانه توان بود جانان چونباشد به چه افسانه توان بود پیمان که به بستیم که پیمانه ننوشیم پیمانه شکستیم بپیمانه توان بود…

Continue Reading...

گرچه جهان خرم است و فصل بهار است

گرچه جهان خرم است و فصل بهار است بی گل رویتو گل بدیده چو خار است گر بگلی بلبلی غزل بسراید یا که بهر گلبنی…

Continue Reading...

گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد

گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد زهر در کامی و در کام یکی حلوا شد شد یکی در شکرستان و یکی سوی خزان آن…

Continue Reading...

گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند

گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند یا خط نظر بند به صاحب هوسانند ما هیچکسان جز تو کس ای عشق نداریم ‏ این طایفه…

Continue Reading...

گردر میکده شهر به بستند چه غم

گردر میکده شهر به بستند چه غم سایه تاک مباد از سر میخواران کم مکن ای پیر خرابات زمن جام دریغ که بیک جام تو…

Continue Reading...

گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور

گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور که آفتاب نیارد که باز پوشد نور و ان یکاد بر آن چهره زد رقم خطت که باد چشم…

Continue Reading...