کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو خرمن حسن تو را سبزه خط کرده درو حسنت از لشکر خط گشت فراری بحصار عشق ما…
کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را
کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را مرا سینه هدف گردیده تیر امتحانش را بود در کاروان مصر گر پیراهن یوسف سزد جا دیده یعقوب…
کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
کله بست از مشک تر صبح همایون فال من مهر دارد در گریبان حبذا اقبال من کوکب مسعود ارم کاخترم در روز تافت عید نوروز…
کمانی سخت تر نبود زابرو
کمانی سخت تر نبود زابرو مگرد ای دل پی پیکان زهر مو ززلفش دل نگیری بهر کعبه نتابی ره سوی خورشید از ابرو که خورشید…
کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار ترسم که باغ روی تو گردد بنفشه زار نه حاجتی بگل بودش نه بسنبلی آنرا که باغ چهره…
کند هر ملتی در بندگی بر قبلهای رویی
کند هر ملتی در بندگی بر قبلهای رویی چو نیکو بنگری دارند جمله رو بر ابرویی نه تنها ذکر یاهو از لب نوشین به گوش…
که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب
که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب که غیر پا به سر کوی تو نهاد امشب زدی به نشتر مژگان رگ رقیب نهان که…
که بر زلف سنبل زد این تابها
که بر زلف سنبل زد این تابها که داد به گلبرگ این آبها که افکند پرتو به آتشکده که ابرو نموده به محرابها که سودا…
که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی گذاری نیکنامی و به قلاشی سمر گردی که گفت ای دیده عمان باش و لؤلؤ در…
که گفت ای سرو سیمینتن به طرف باغ و بستان آی
که گفت ای سرو سیمینتن به طرف باغ و بستان آی گل افشان کن زرخسار و بتاراج گلستان آی غلامت تا شود غلمان بهشتی را…





