کاش پاینده شدی وصل تو چون هجرانت

کاش پاینده شدی وصل تو چون هجرانت کاش نایاب شدی درد تو چون درمانت تا ندیدند از آن درد نصیبی اغیار تا در آن وصل…

Continue Reading...

کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد

کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد یا دل که هر دم او را بر دلبری توان داد حق جوی همچو حلاج تا سر…

Continue Reading...

کافور بیخت ابر چو بر بوستان باغ

کافور بیخت ابر چو بر بوستان باغ کنجی بجوی و همدمی و از جهان فراغ بر جای سرو و گل بنشان یار معتدل می نه…

Continue Reading...

کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را

کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را بر مگس آخر صلا زد انگبین خویش را خط گرفته گرد لب گو یا سلیمان رخت تا زدست…

Continue Reading...

کردار بدان نیاید از خوب

کردار بدان نیاید از خوب خوبست هر آنچه کرد محبوب بر طالب کعبه خستگی نیست چون پرده کشد جمال مطلوب بر طالب کعبه خستگی نیست…

Continue Reading...

کس نمک با شکر برآمیزد

کس نمک با شکر برآمیزد یا بمه مشک تر برآمیزد لعل تو این کند بشیرینی چون رطب با قمر برآمیزد چون تو غلمان حوروش زاید…

Continue Reading...

کرده در غنچه نهان تنگ شکر کاین دهنست

کرده در غنچه نهان تنگ شکر کاین دهنست ریزه قند زلب ریزد و گوید سخنست گر در اسلام به هندو ، نه حلال است بهشت،…

Continue Reading...

کسی سر از قدم یار برنمی‌گیرد

کسی سر از قدم یار برنمی‌گیرد که جان دهد دل از این کار برنمی‌گیرد تو برق عالم اسراری و عجب که ز تو شرر به…

Continue Reading...

کسی که با سگ کوی تو آشنا نبود

کسی که با سگ کوی تو آشنا نبود به او مصاحبت عاشقان روا نبود به میکده به گدایی هر آنکه چهره نسود اگر چه خود…

Continue Reading...

کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد

کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد لیک به این قدر هم ثواب ندارد هست حسابی به کار و روز جزایی کار نگویی که تو حساب ندارد…

Continue Reading...