عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد
عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد کارش این باشد که جا اندر حریم راز دارد غمزه جادوی خونریزش که گفتی ساحرست او…
عشق بتان حاصل ایام ماست
عشق بتان حاصل ایام ماست کام نجستن ثمر کام ماست عشق بتان و بت بتخانه چیست بشکنم این جمله که اصنام ماست تا که نعیم…
عشقِ پیرانهسرم انگیخته در دل نشاط
عشقِ پیرانهسرم انگیخته در دل نشاط بر هوا گستردهام از نو سلیمانوَش نشاط پرچم زلف بتی افکند بر سر سایهام تا زنم بر بام گردون…
عشق به بندد چو ره هوش را
عشق به بندد چو ره هوش را پنبه نهد عقل و خرد گوش را یوسف گل شاهد گلزار شد مژده ببر بلبل خاموش را ای…
عشق بعقل بارها کرده کارزارها
عشق بعقل بارها کرده کارزارها کرده از او فرارها داده باو قرارها عقل چو بختی اشتران عشق بر اوست ساربان برده از او قطارها…
عشق تا حلقه سحر بر در دلها میزد
عشق تا حلقه سحر بر در دلها میزد عقل از کشور دل خیمه به صحرا میزد خرمن دین و دل از برق تجلی میسوخت طعنها…
عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد فارغ از وسوسه سبحه و زنارم کرد من که بار دو جهان بود بدوشم زگناه ساقی از…
عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَلهایم
عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَلهایم حُسن قصاب و به کشتن همگی یکدلهایم وسعت حوصلهٔ کون و مکان یک نفس است تا نگویند…
عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم نیست گر آب حیاتی بده ای خضر نجاتم شوم ار خاک در میکده او روزی منت از…
عشق عقلسوز ببخشا به حالتم
عشق عقلسوز ببخشا به حالتم کز پند عاقلان به جهان در ملالتم ساقی بیار بادهٔ نو دور تازه کن کز این شراب کهنه فزودی کسالتم…





