عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه

عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه می‌کشان را غیر چشمت ساغر و پیمانه نه گو در افکن کشتی عشاق را در شط می…

Continue Reading...

عاقل مدار کار به تدبیر می‌نهد

عاقل مدار کار به تدبیر می‌نهد عارف زمام امر به تقدیر می‌نهد هرجا که از کمان قضا می‌جهد خدنگ عاشق دو دیده را به دم…

Continue Reading...

عاقلان دیوانه تدبیر عشق

عاقلان دیوانه تدبیر عشق عاشقان را خانه در زنجیر عشق گر در این میدان کشد طفلی کمان ترسمش گردد نشان تیر عشق نازم این آب…

Continue Reading...

عاشقی را کز لب لعلی شرابش می‌دهند

عاشقی را کز لب لعلی شرابش می‌دهند از دل بریان خود لابد کبابش می‌دهند هر دلی کاو چنگ زد در تار زلف مهوشان گوشمال از…

Continue Reading...

عام است پیر میکده ما کرامتش

عام است پیر میکده ما کرامتش مطرب بخوان تو فاتحه بهر سلامتش یکعمر بیش صرف وفای تو کرده ایم ای بیوفا بگو زکه گیرم غرامتش…

Continue Reading...

عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند

عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند که طالبان حرم ره شبانه پیمایند مبارزان جهان گرچه سخت بازویند به پیش پنجه آهن زعهده برنایند نشان…

Continue Reading...

عجب مکن گرت آن ترک سیم‌تن بکشد

عجب مکن گرت آن ترک سیم‌تن بکشد بلی نسیم سحر شمع انجمن بکشد چه باک دارد اگر صدهزار خون بخورد بر او چه جرم اگر…

Continue Reading...

عرش بر آستان او پست بود زکوتهی

عرش بر آستان او پست بود زکوتهی آنکه گدای کوی او دست فشاند بر شهی ماه سپهر آگهی مایه کسوت و مهی شیر خدا علی…

Continue Reading...

عزت شمرا ار یار تو را خوار پسندد

عزت شمرا ار یار تو را خوار پسندد گل را نبود قدر چو او خار پسندد مردود بود سبحه اگر دوست نخواهد مقبول بود یار…

Continue Reading...

عشق است که بر درد دل خسته طبیب است

عشق است که بر درد دل خسته طبیب است شوق است که غارتگر صبر است و شکیب است چشم است که از کفر برد رونق…

Continue Reading...