شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست

شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست عشقت شهست و سکه دولت بنام اوست از بعد حشر گر بخرامد برستخیز شور قیامت…

Continue Reading...

شوخ چشمان دلی چو بخراشند

شوخ چشمان دلی چو بخراشند نمک از لعل لب بر او پاشند رنج بردن بکوه حاجت نیست گو بعشاق سینه بخراشند حاجیان روزها بشب آرند…

Continue Reading...

شور از آن لعل پرشکر دارم

شور از آن لعل پرشکر دارم نمکی تازه بر جگر دارم چهره اش بر فراز قامت گفت ماه بر شاه نیشکرم دارم سرو قدش بلب…

Continue Reading...

شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو

شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو بیچاره ام ای دوستان تدبیر کو تدبیر کو از بهر قتل عاشقان بنمای تیغ ابروان افکنده ام از…

Continue Reading...

شیخ زدین شه زاحتشام بنازد

شیخ زدین شه زاحتشام بنازد عاشق درویش از کدام بنازد مور ضعیف و شکستگی است نهادش گرچه سلیمان زاحتشام بنازد رند سحرخیز را زآه سپاه…

Continue Reading...

شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست

شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست شکوه در مرحله عشق زمعشوق خطاست همگی عین صوابست خطای معشوق میشمارند وفا گرچه همه جور…

Continue Reading...

صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی

صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی سوی آن گلبن نوخیز بر از لطف پیغامی که زخمی باشدم کاری نه از پیکان نه از…

Continue Reading...

صبا تو نفخه عنبر در آستین داری

صبا تو نفخه عنبر در آستین داری مگر عبور بر آن زلف عنبرین داری گرفته‌ای تو ز تاتارِ طره‌اش تاری که تبت ختن چین در…

Continue Reading...

صبح عید است شبی کز در من بازآئی

صبح عید است شبی کز در من بازآئی زآنکه شب را نبود صبح به این زیبائی نبود حاجت صبحم به شبان یلدا گر بناگوش به…

Continue Reading...

صبح عید است بده باده مکرر ساقی

صبح عید است بده باده مکرر ساقی تا بری زنگ از این قلب مکدر ساقی می بجوش آمده در خم بسبو کن هی هی وز…

Continue Reading...