شبی چه شب بصفا بامداد نوروزی
شبی چه شب بصفا بامداد نوروزی درآمد از درم آنه بفر و فیروزی سلام کرد و جوابش بگفتم و بنشست بگفت شکر کن اینک که…
شبی به خواب بدیدم که رو به من داری
شبی به خواب بدیدم که رو به من داری چه خوش بود که مجسم شود به بیداری وصف آن لب شیرین شکر به بار آورد…
شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
شبی زشمع رخت بزم ما منور کن مشام جان زسر زلف خود معطر کن اگر بروی تو بندند در رقیبانم بیا زراه نظرباز و جا…
شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم که خود چو شمع بسوزم که تا رسد روزم گر از کمان ملامت زنند صد تیرم گمان مبر…
شبی کان کودکم آید در آغوش
شبی کان کودکم آید در آغوش کنم صبح جوانی را فراموش غلام لعبت حوری نژادم که شد غلمان بخلدش حلقه در گوش اگر نوشم چو…
شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد
شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد مرا در عین ظلمت آب حیوان در مذاق افتد می و معشوق در خلوت چو بیغیرت میسر…
شد اتفاق شبِ دوش گفتوگو به منش
شد اتفاق شبِ دوش گفتوگو به منش حدیثِ نقطهٔ موهوم حل شد از دهنش ز شمعِ عارضِ او سوخت تن چو فانوسم که هیچ پرده…
شدم آشفته همسایه به عشق خانهسوز امشب
شدم آشفته همسایه به عشق خانهسوز امشب منم آن خس که با شعله سر همخانگی دارم مگر دست خدا برهاندم زین آتش سوزان وگرنه من…
شدم به مژده وصلت امیدوار امشب
شدم به مژده وصلت امیدوار امشب به عکس هجر توام کرده سوگوار امشب ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلم به این سپاه…
شعاع آن مه نو چون به طرف بام میافتد
شعاع آن مه نو چون به طرف بام میافتد به پابوسش ز بام چرخ ماه تام میافتد بتی درد که بر رخسارهاش کعبه بود طایف…





