شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب
شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب رحمی که بر غریب بود مهربان غریب میکشد عاقبتم درد غم عشق حبیب بود آیا که کند…
شاهدان گیسو چلیپا میکنند
شاهدان گیسو چلیپا میکنند مسلمین را باز ترسا میکنند آتشین دارند روی و عود زلف آتشی بر دیگ سودا میکنند شکوه از هجرانست یا شکر…
شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن چون شمع در این مرحله ترک سر و پا کن دردی که بدرمانش درمانده فلاطون از بوسه ساقی…
شب فراق درآمد برفت روز وصال
شب فراق درآمد برفت روز وصال چو نیست پیکر مطبوع ما و شخص خیال بدیده سرمه توان کرد خاکپای جمال اگر که لیلی ما پرده…
شب قدر است این یا صبح نوروز
شب قدر است این یا صبح نوروز که کوکب سعد گشت و بخت فیروز نباشد در شب قدر این سعادت ندارد این صباحت صبح نوروز…
شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه درآمد از درم آن ماه خرگهی ناگاه یکی به برگ سمن بسته سمبل بویا یکی به…
شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم
شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم خانه خلد است به ساغر می کوثر فکنیم دم غنیمت شمر این دم که لبت بر لب…
شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی
شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی بروز عید اندر کیش ما رسم است قربانی خضر را گو مناز از آب حیوانت تو…
شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن
شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن چون شام کور میگذرد هر شبی بمن پروانه ای که گرد سرت پر زند منم در محفلی که روی…
شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به گر ترک یغمائی توئی سرمایه بر تاراج به خوشتر شکنج دام تو از گشت باغ…





