سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی نیست چو سیب غبغبت میوه خلد در بهی چرخ همی نه از فسون رنگ بباخت بارهی شیر…
سرو چالاکی اگر سروی به رفتار آمده است
سرو چالاکی اگر سروی به رفتار آمده است ماه افلاکی اگر ماهی به گفتار آمده است حور را مانی اگر حوری به دنیا بگذرد یا…
سرو و گل گوئی از چمن برخاست
سرو و گل گوئی از چمن برخاست سرو گل رو از انجمن برخاست نه بسوای گل ببوی تو بود شور بلبل که از چمن برخاست…
سروشی دوش در مستی ز جانان کرد پیغامم
سروشی دوش در مستی ز جانان کرد پیغامم که گر مشتاق مایی عکسی افتاده است در جامم ز شب تا صبح بودم بر در میخانه…
سفری چون سفر عشق خطرناک نبود
سفری چون سفر عشق خطرناک نبود کاتشین بوده ره از آب نه از خاک نبود کرد چون عاشق سالک بدر عشق طواف پست تر پایه…
سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی
سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی خورشیدم ار بسایم روئی بخاک راهی کی آمده ببازار سروی بساق سیمین با کس سخن نگفته اندر وثاق…
سنبل بوستان ز زلف تو سحرگه تاب داشت
سنبل بوستان ز زلف تو سحرگه تاب داشت نرگس مسکین ز شرم چشم مستت خواب داشت گل چو لیلا برکشیده از رخ زیبا نقاب ابر…
سنبل باغ شانه زد گیسو
سنبل باغ شانه زد گیسو دی برون برد رخت و شد یکسو جسته از خواب نرگس بیمار با بنفشه نشسته هم زانو زیر لب خندخند…
سوختم کس نه دود دید و نه بوی
سوختم کس نه دود دید و نه بوی پیش خامان حدیث پخته مگوی میل شیرین زبانی دشمن نکنم گرچه دوست شد بدخوی صبری ایشیخ بادیه…
سود ره عشق چیست جمله زیان است
سود ره عشق چیست جمله زیان است سود من است ار زیان اهل جهان است عاشق صادق زیان و سود نداند عاقل کامل بفکر سود…





