ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن ما را به لعل باده فروشت حواله کن گه زسر باده پرستی اگر نه ای لبریز شد چو جام…
ساقی قدحی در ده از باده انگورت
ساقی قدحی در ده از باده انگورت مگذار بدرد سر میخوراه و مخمورت ای بلبل خوش الحان برخیز و نوا سرکن کز پرده برون آمد…
ساقیا باده که ایام طرب میآید
ساقیا باده که ایام طرب میآید شوق در دل ز پی لهو و لعب میآید زاده زهد و ریا نیست به جز ماتم غم نازم…
ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت
ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت باده پیش آر که چون باد بهاران بگذشت فصل گل میرسد و ماه صیامش از پی این خزانیست…
ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد
ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد رفت غم پیک طرب حلقه زنو بر در زد سفری شد صفر و ماه ربیع آمد باز…
ساقیا باده که ایام طربناک آمد
ساقیا باده که ایام طربناک آمد داروئی ده که دوای دل غمناک آمد جامه ناز تو افتاده مگر در بستان سرو آن جامه به بر…
ساقیا فصل بهار است غنیمت دانش
ساقیا فصل بهار است غنیمت دانش شیخ پیمانه شکن را بشکن پیمانش دور دوران ندهد هیچ گشایش ساقی افتتاحی بکن از جام می و دورانش…
ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن پند من مینوش و فکر مردم مدهوش کن نوبهار است و صبوح و می زخم کن…
ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش خواب میآرد فسون غمزهات بیدار باش عقل بر دین میکند ترغیب و عشق او به کفر کفر عشق اسلام…
ساقیا می که سلخ شبان است
ساقیا می که سلخ شبان است شب تودیع می پرستان است زاهدان میکنند استهلال ساغر می چوبدر تابان است مطرب امشب بزن تو پرده عیش…





