زلف او چون بجان درآویزد
زلف او چون بجان درآویزد دل در او رایگان در آویزد گشته خم بسکه بار دل دارد شایدش گر بجان در آویزد شه سر دشمنان…
زلف تو تا گرفتهام با همه در کشاکشم
زلف تو تا گرفتهام با همه در کشاکشم خال تو تا گزیدهام هندوی دل در آتشم از نمکین لب توام بوده غذای روح و بس…
زلف تو یکجهان پریشان داشت
زلف تو یکجهان پریشان داشت از همه دل زمن دل و جان داشت این چه سحر است کز لب و دندان لؤلؤ تر بکان مرجان…
زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی پرده بگیر تا که خون در دل مهر و مه کنی چشم تو مست شد زمی…
زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را عاقلان دیوانهام کو چارهٔ تدبیر را تا که پیران عشق میورزند با این نوجوان من نمیگویم دگر عیب جوان…
زلفت اصراری که در آزار مردم میکند
زلفت اصراری که در آزار مردم میکند رم ز زخم نیش او پیوسته کژدم میکند گر نهای ضحاک جادو ای لب شیرین چرا مار زلفت…
زلفین تو تا مروحه دارند بر آتش
زلفین تو تا مروحه دارند بر آتش از آتش سودای تو دل گشته مشوش خواهی که نسوزند ز سودای تو اسلام هندوبچگان را منشان بر…
زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم جز دود دل خلق در آن حلقه ندیدم با شیخ نگو نکته توحید که شرکست این زمزمه…
زلیلی حسن کس افزون ندارد
زلیلی حسن کس افزون ندارد خبر زین جلوه جز مجنون ندارد نوای عشق را تار دگر هست اگر ساقی می گلگون ندارد حریفی گر بود…
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم کنار از بحر نتوانم که رفت از دست پایابم دلم بربود و دین فرسود و جان…





