زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین

زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین چشمهٔ تسنیم و کوثر در دهان او ببین نافه مشک ختن گر آید از آهو پدید یک…

Continue Reading...

زاهد و محتسب و شیخ بهم پیوستند

زاهد و محتسب و شیخ بهم پیوستند تا در میکده را بر رخ رندان بستند گر به بندند در میکده یا بگشایند خیل مستان خم…

Continue Reading...

زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند

زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند میکده بستند و منع می‌پرستان می‌کنند گویی آگه نیستند از بینش پیر مغان کاین همه قلب و دغل…

Continue Reading...

زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد

زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد کار با سبحه و زنار به پیکار افتد خیز و در کوی مغانش بده ای شیخ…

Continue Reading...

زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل

زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل که گرچه نوح بود کشتیش بود باطل خلاف یوسف یعقوب کرد یوسف ما که در سفر به پدر آمده است…

Continue Reading...

زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم

زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم توئی ندانم یا من درون پیرهنم نهفته سوز غمت بسکه همچو جان بتنم چو شمع شعله برآید زچاک…

Continue Reading...

زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست

زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست زجان بریدن جانان هزار چندانست چه نور بود ندانم بنار ابراهیم که آتشش همه باغ گلست و ریحانست اگر…

Continue Reading...

زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم

زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم بکه بنگرم که جز تو بکسی نظر ندارم بشب فراق چون شمع که بسوزد اشتیاقم چکنم بشام…

Continue Reading...

زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد

زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد که بی جانانه جان در تن چو جسمی بی روان باشد بهر گنجیست لابد پاسبان ماری…

Continue Reading...

زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست

زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست کشت زهدم ای حریفان رند قلاشی کجاست می‌کشد زاهد به ناچارم به سوی خانقاه کو سرای می‌کشان و…

Continue Reading...