رعنا غزالم فصل بهار است

رعنا غزالم فصل بهار است مشکوی گلزار رشگ تتار است تا کی چو نرگس مخمور باشی در جام لاله می خوشگوار است بر عمر رفته…

Continue Reading...

رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفس

رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفس ورنه کی نالم که او داده مرا جا در قفس نالدم در سینه دل بی‌هم‌نفس از سوز…

Continue Reading...

رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کند

رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کند وز گل کند پیراهنش ترسم که آزارش کند سوزد کلیم از طور اگر خاکش دم از ارنی زند…

Continue Reading...

رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان

رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان تا زجمال دوستان ساخته باغ و بوستان دسته گل نبسته ام شاخ سمن نچیده ام تحفه چه…

Continue Reading...

رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد

رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد ولی ببوی گلی خود هزار دستان کرد گرفت وعده زدشمن بشوق مقدم دوست هوای گل نظرش وقف خار بستان…

Continue Reading...

رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت

رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت تا کجا سایه دهد سرو همایون فالت گرچه صورتگر اوهام ببندد هر نقش حاش لله که بگنجد بگمان تمثالت…

Continue Reading...

رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن

رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن بود نظاره گلچین برای گلچیدن میان بلبل و گلچین از آن بود غوغا که این به غارت و…

Continue Reading...

رند و مستم دگر نمی‌دانم

رند و مستم دگر نمی‌دانم بیخود استم دگر نمی‌دانم تا بود نقش تو به کعبه دل بت‌پرستم دگر نمی‌دانم توبه و عهد ساغری زاهد دی…

Continue Reading...

رندان خرابات در میکده بستند

رندان خرابات در میکده بستند رفتند بپای خم و آسوده نشستند دیدند خمار من و یک جرعه ندادند چون تو به دل عهد محبت بشکستند…

Continue Reading...

رندی که او بکوی مغان ره نشین بود

رندی که او بکوی مغان ره نشین بود شاید که بحر و کانش در آستین بود سر نایدش فرود بتاج قباد و کی آنرا که…

Continue Reading...