دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش

دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش بزن با ناوک مژگان که از جانست مشتاقش اگر مستی بدور عشق بسته عهد مستوری بیک پیمانه…

Continue Reading...

دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول

دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول کجا عدول نماید به حکمت معقول گرم چو شمع بسوزی من آن نخواهم بود که با حضور تو…

Continue Reading...

دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی

دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی مصاحبیت نه کاز کین به ماتمش ننشستی هزار دیده زتیر فسون بدوخت نگاهت کدام سینه که از…

Continue Reading...

دلی که روز و شبان از پی نظر می‌گشت

دلی که روز و شبان از پی نظر می‌گشت ز زخمِ تیزِ نظر ، دوش بی‌خبر می‌گشت کسی که پا نکشیدی ز کعبه در همه…

Continue Reading...

دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را

دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را کناره‌جوی شود سَروْ‌بُن لبِ جو را به غیر هندوی خال تو ای بهشتی‌روی نداده جای کسی در…

Continue Reading...

دو جهان در نظر پاک یکی می‌آید

دو جهان در نظر پاک یکی می‌آید بیندار دیو به چشمش ملکی می‌آید شکر و ملح بود ضد و زافسون لبت شد مکرر که ز…

Continue Reading...

دور از او چشم بد بزم وصالست این

دور از او چشم بد بزم وصالست این بخت برآمد زخواب یا که خیالست این چشم در رقیبان نخفت دیده انجم بدوخت ورنه من و…

Continue Reading...

دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را

دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را داد بر یغما صلا ترکان شهر آشوب را ناصح بدگو اگر داند که واقع احول است بد…

Continue Reading...

دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما

دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما کامشب افراشت علم برق به کاشانه ما ساقی میکده چون می به حریفان پیمود عوض باده شرر…

Continue Reading...

دوست به خلوتگه دل برنشست

دوست به خلوتگه دل برنشست در به رخ خیل رقیبان ببست نوبت شادی بزن ای نوبتی کامدم آن دولت رفته به دست گرچه بود عقل…

Continue Reading...