دل از دو جهان کرده بعشق تو قناعت

دل از دو جهان کرده بعشق تو قناعت جان سوده بخاک حرمت جبهه طاعت دل اهل ریاضت بود و با دهنت ساخت با هیچ کند…

Continue Reading...

دل به بر داشت فغانی و گمان کردم

دل به بر داشت فغانی و گمان کردم که به غوغای جرس قطع بیابان کردم رفت چون برق ز ره محمل لیلی مجنون از چه…

Continue Reading...

دل چو افغان برکشد پروا نمیدارد زکس

دل چو افغان برکشد پروا نمیدارد زکس مرغ عاشق را نه بیم از بند باشد نه قفس عشق چون در دل نشست اندیشه غفلت خطاست…

Continue Reading...

دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی

دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی نه عجب زلاله و گل بودش اگر فراغی نه برنگ لاله در باغ بگل بود مشابه چه مشابهت…

Continue Reading...

دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد

دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد هست مرغی که ز کاشانه جدا می‌گردد تا که مهر رخ تو شمع درونست مرا مه چو پروانه…

Continue Reading...

دل که چندی از علایق رسته بود

دل که چندی از علایق رسته بود دوش دیدم در کمندی بسته بود مردم دیده که کرد افشای راز دیدمش چون دل بخون بنشسته بود…

Continue Reading...

دل سودازده را کار به سامان نرسد

دل سودازده را کار به سامان نرسد تا مرا دست به آن زلف پریشان نرسد دل من تنگ و غم هجر فراوان چه کنم گر…

Continue Reading...

دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب

دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب گاهی به حی گه بادیه گه در عجم گه در عرب دل داشت…

Continue Reading...

دل نمک سود لعل خندانش

دل نمک سود لعل خندانش جان بر آتش زآب دندانش نوک پیکانت ار خورد طفلی چه تمتع زشیر پستانش هر که دارد چنین گلی رعنا…

Continue Reading...

دل و دین خلق برده خط و خال دل‌فریبت

دل و دین خلق برده خط و خال دل‌فریبت به که آوریم یرغو ز جفای بی‌حسیبت بزمان واپسینم همه حیرتم از این است که مباد…

Continue Reading...