دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب

دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب مرگ بایست و یا داروی دیدار حبیب زخمی یارم و مرهم نستانم از غیر شکوه از درد حبیبان…

Continue Reading...

دردیست غم عشق که درمان نپذیرد

دردیست غم عشق که درمان نپذیرد بگذار مریض تو باین درد بمیرد ناچار رسد مرگ بنی نوع بشر را هر کس بود از حلقه عشاق…

Continue Reading...

درده خبری بما هم امشب

درده خبری بما هم امشب کز سینه برآمد آهم امشب گو شمع میار در شبستان کامد بشبانه ما هم امشب ‏ آمد بسیاه چالم آن…

Continue Reading...

دری بود نصیحت جانا به گوش کن

دری بود نصیحت جانا به گوش کن بشنو نوای نای و می ناب نوش کن این پنبه در دهان صراحی‌ست تا به چند خیز و…

Continue Reading...

دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او

دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او که هر لحظه به شویی رام می‌گردد بنات او چه حرمان‌خیز این صحرا چه آتش‌زاست این بیدا…

Continue Reading...

دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است

دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است خوشست لؤلؤ رنگین و بحر پرخطر است بهار و باغ و گل و عندلیب سرخوش مست زتندباد…

Continue Reading...

دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من

دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من رفتی و مانده ام بجا وای من و وفای من تنگ شده است عیش دل بیگل گلستان دل…

Continue Reading...

دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است

دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است قمر ببر مه ما را سر مسافرت است مرا نه جاه و نه مالی بود نه…

Continue Reading...

دست ساقی آتش افکنده در آب

دست ساقی آتش افکنده در آب کاتشم بر جان زد این جام شراب دفتر تقوی بآب می بشوی نیست درس عشق محتاج کتاب مستی و…

Continue Reading...

دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم

دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم بر سر عقل دگر رشته سودا نزنیم لن ترانی است جواب ارنی چون موسی ما زدیدار دگر لاف تمنا…

Continue Reading...