در طور دلم نورصفت جلوهگر آیی
در طور دلم نورصفت جلوهگر آیی شب شعله شوی باز و چو شمعم به سر آیی سودا نهمت نام و یا عشق کدامی هر روزه…
در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون میشدی
در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون میشدی عقلم ز سر کردی برون ای کاش مجنون میشدی ای عشق عالمسوز من وی برق جانافروز…
در کمندم فکنده صف شکنی
در کمندم فکنده صف شکنی نقدم از کف ربوده سیمتنی سخت بازو و عربده جوئی صف شکن جان شکار راهزنی غیر زلفش ندیده کس که…
در گلستان محبت گل داغی دارم
در گلستان محبت گل داغی دارم کز گل یاسمن باغ فراغی دارم دمد از تربت من لاله از آن فصل بهار تا بدانی بدل از…
در گوش به جز عشق توام زمزمهای نیست
در گوش به جز عشق توام زمزمهای نیست در سر به جز از شور توام همهمهای نیست در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه…
در نهایت نظری بود باغیار امشب
در نهایت نظری بود باغیار امشب که زتب سوخت چو شمعم دل بیمار امشب بشب دیگرت این سوزن درون شرح دهم که مبادا بدرد پرده…
در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی صبح عیدی شام وصلی ماه خاصی شمع عامی همچو کیفیت به طبعی همچو مینایی به چشمی چون…
در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشستهای
در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشستهای چهره به دل گشادهای پرده به چشم بستهای بافته زلف سرکشش در رگ و ریشهام رسن تا…
درد چون دادی طبیب از ناتوان خود بپرس
درد چون دادی طبیب از ناتوان خود بپرس گر نمیپرسی ز درد از امتحان خود بپرس ای گل نوخیز حال باغبان پیر را از پی…
در همه عمر ار شبی وصل میسر شود
در همه عمر ار شبی وصل میسر شود حیف ندارم گرم عمر بر این سر شود هر که چو منصور رفت بر سر سودای حق…





