در پرده قانون چند بی فایده آویزی

در پرده قانون چند بی فایده آویزی مطرب ره عشقی زن تا شور برانگیزی تا مستیِ عشقت هست ، مستِ مِیِ انگوری، چون باده صافی…

Continue Reading...

در چه نخشب ماهی دیدم

در چه نخشب ماهی دیدم یوسفی در تک چاهی دیدم بر لب چشمه نوش از خط سبز اثر مهر گیاهی دیدم میدویدم پی خونخواره دل…

Continue Reading...

درِ دکّان گشود حلوائی

درِ دکّان گشود حلوائی در دیگر مگس چه پیمائی جز به سر راه عشق نتوان رفت پای اندر طلب چه فرسائی به نیازندا جن به…

Continue Reading...

در خرابات مغان تا که پناهی داریم

در خرابات مغان تا که پناهی داریم بسموات و به اهلش همه راهی داریم بی سر و پای در میکده از پرتو جام بهتر از…

Continue Reading...

در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا

در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا پی تشریف تو پاکست مرا خانه بیا خلوتی کرده ام از غیر و می ومطرب هست…

Continue Reading...

در ساغر اگر بادهٔ گلنار بخندد

در ساغر اگر بادهٔ گلنار بخندد نبود عجب ار مست به هشیار بخندد آن رند که در سلسلهٔ عشق نهد پای شک نیست که بر…

Continue Reading...

در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست

در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست در دلی نیست که از عشق گلی غوغا نیست گو بمجنون بعبث ربع و دمن میگردی…

Continue Reading...

در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم

در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم تا شور دل شیدا زآن سلسله انگیزم حلوای لبت گفتم کی دست دهد گفتا موران چو هجوم آرند…

Continue Reading...

در سینه بازم آتش نمرود می‌رود

در سینه بازم آتش نمرود می‌رود زآن آتشم چو شمع به سر دود می‌رود نمرود کو که از نم چشمم حذر کند کز این نمم…

Continue Reading...

در شب تاریک هجران جز می روشن مزن

در شب تاریک هجران جز می روشن مزن جز شهاب آتشین بر جان اهریمن مزن مطربا چون ساز کردی پرده عشاق را جز نوای راست…

Continue Reading...