خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت
خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت احولی باشد که کس زشتی ببیند در بهشت گر تو در کعبه نباشی ای بدا حال…
خورشید رخت زیر خم زلف نهانست
خورشید رخت زیر خم زلف نهانست لیکن چه نهانی که بشب ماه عیانست چشم تو چو ترکیب کماندار که از زلف آویخته پیوسته کمندش بکمانست…
خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است با ماهتاب ماه سخن گوی خوشتر است خوش شاهدیست جام بکف گل بطرف باغ ساغر بدست شاهد…
خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی
خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی بسوزی پرده چون پروانه و مستور بنشینی به غیر از لن ترانی نشنوی اندر جواب ای دل…
خون میخوری و نیستت از خلق مخافت
خون میخوری و نیستت از خلق مخافت تا چند کنی شوخی؟ تا چند ظرافت؟ ای حسن و صباحت اثری از گل رویت از چاه زنخدان…
خون ریخته و به فکر یغماست
خون ریخته و به فکر یغماست آن ترک نگر چه بی محاباست ای گوهر شب فروز باز آی کز هجر توام دو دیده دریاست زان…
خون همه آفاق بخوردی و بست نیست
خون همه آفاق بخوردی و بست نیست بردی دل و دین همه پروای کست نیست از شورش اغیار تو را رنجه نشد طبع تو شکری…
خیره شد عشق که از عقلم نیرو برود
خیره شد عشق که از عقلم نیرو برود چون بچوگان بزنی لاجرمت گو برود سرو آزاده چه حدداشت که آید با تو پیش رویت بچه…
خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیز تا که…
خیز یک ساغر شراب بزن
خیز یک ساغر شراب بزن وز شط می بر آتش آب بزن این حجابات تن بسوزانی یکدو پیمانه بی حجاب بزن خاک میخانه است آب…





