ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند قیمت مشک ختا رونق عنبر شکند در بهشت رخت از لعل تو ساقی گردد در بهشت ابدی…
ترک من زلف سمنسا چو به رخ بربشکست
ترک من زلف سمنسا چو به رخ بربشکست رونق برگ گل و توده عنبر بشکست زده بر تارک مه تاجکی از مشگ طری تاج دارا…
تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود عشقست و بس که صادر از او خیر و شر بود زآنزلف پر شکن بود و…
تن بیمحبت و لاف ز جان آدمیت
تن بیمحبت و لاف ز جان آدمیت که به داغ عشق بسته است نشان آدمیت شرفست آدمی را به ملک ز عشق ورنه چه میانه…
تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باج
تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باج ز خاک درگه تو روح قدس سازد تاج قمر رکابی و کیوان جناب و میزیبد که هندوان…
تنها نه ترک بچه من تندخو بود
تنها نه ترک بچه من تندخو بود این خوی تند لازم روی نکو بود بلبل زدرد تست گل آگه فغان مکن آن به که کار…
تنگست حرم سر زخرابات برآرید
تنگست حرم سر زخرابات برآرید مستانه سرا زخرقه طامات برآرید تا صومعه داران فلک را بنشانند سرمست هیاهوی مناجات برآرید سر بر در میخانه بسائید…
تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد
تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد هلاکت غم تو جان رفته باز آرد بدهر چون شب هجر تو نیست پاینده اگر هزار…
تو ای دو دیده بگو کز جگر چه میخواهی
تو ای دو دیده بگو کز جگر چه میخواهی تمام خون شد و آمد دگر چه میخواهی ز هجر دیده یعقوب بستی ای یوسف دگر…
تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمیدانی
تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمیدانی گرفتی مُلکِ دل را مملکتداری نمیدانی همه شب همدم اغیار از یار گریزانی دریغا طفلی و رسم و…





