تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است

تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است زخمی که نمک سوده بر او حالتش اینست زخم از مژه دارد دل و دار و…

Continue Reading...

تا عشق و رندیست بعالم شعار ما

تا عشق و رندیست بعالم شعار ما نام است ننگ و کسوت عقلست عار ما ما ساکنان خطه عشقیم از ازل شاه و وزیر و…

Continue Reading...

تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم

تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم شد پیر مغان خضرم و داد آب زلالم هر در که زدم خانه خدا جز تو ندیدم زآن از…

Continue Reading...

تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد

تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد چون غرقه مردمک دوش غوطه بموج خون زد عقلم زسر گریزان جسمم چو شمع سوزان عشق آتشی…

Continue Reading...

تا کرد ادیب عشق یک نکته مرا تعلیم

تا کرد ادیب عشق یک نکته مرا تعلیم در راه وفا کردم جان و سرو دل تسلیم ای شاهد هر جائی وی دلبر یغمائی کاندر…

Continue Reading...

تا که بتخانه را حرم کردی

تا که بتخانه را حرم کردی همه را عابد ای صنم کردی تو که بت در بغل نهان داری از چه رو سجده بر حرم…

Continue Reading...

تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو

تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو شب همه شب بلب رسد جان من از هوای تو گر تو بغیر من بسی یار گرفته…

Continue Reading...

تا که بر طور دل این آتش سودا زده‌ایم

تا که بر طور دل این آتش سودا زده‌ایم آتش غیرت بر سینه سینا زده‌ایم رشته و سبحه زنّار گسستیم ز هم دست تا در…

Continue Reading...

تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبری

تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبری یوسف مصری‌ات ز جان بسته میان به چاکری نوبت سلطنت بود دعوی معجزه بکن ختم به…

Continue Reading...

تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم

تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم با همه سلسلهٔ ربطی و راهی داریم بجز از مرتع حسنت نکند دل خوش جای تا که…

Continue Reading...