به کمانِ ابروان بست دو زلف چون کمندت
به کمانِ ابروان بست دو زلف چون کمندت که زنی به تیرش آن دل که گریخته ز بندت نه عجب سپند گر سوخت عجب از…
به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا
به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا که کرده کوی تو فارغ ز بوستان ما را ز ناشکیبی بلبل مرنج ای گل از آنک…
به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم
به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم که شد از بیم گلچین نغمهپردازی فراموشم چو غنچه تا که زد مهر خموشی بر دهان…
به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالی
به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالی قدمی بساز از سر نو گرت مجالی بلی ای طبیب گفتی که علاج هجر وصلست چه کنم…
به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی
به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی به وهم نیز نگنجیدهای به ترکیبی دریغ و درد که کردی تغافل اندر بزم رقیب کرد به…
به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی بود سراب گمان میکنی مقیم فراتی صنم پرست بدل بر زبان صمد ز چه گوئی به کعبه…
بهای عشق که داند که در جهان چند است
بهای عشق که داند که در جهان چند است همین بس است که بر عشق ماسوا بند است پی بهشت برد شیخ روز و شب…
بُوَد آیا که گلِ نو به چمن باز آید
بُوَد آیا که گلِ نو به چمن باز آید گرد او بلبل شوریده به آواز آید راستی پردهٔ عشاق نگه دار آخر ناخنت مطرب خوش…
بوالهوسان گرد تو غوغا کنند
بوالهوسان گرد تو غوغا کنند این مگسان طوف بحلوا کنند خرمن سیم تو به یغما برند سیم و زرت گرچه مهیا کنند یوسف من خودنفروشی…
بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟
بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟ به یکی جرعهام از قید تن آزاد کند دل تو را بیند و خاموش شود چون…





