به خویشتن ز چه بستی دلا تو تهمت هستی؟

به خویشتن ز چه بستی دلا تو تهمت هستی؟ که تو حبابی و از بحر بود این همه مستی فکند لطمه موج فراق چون به…

Continue Reading...

به رضا جویی اغیار ز در راند مرا

به رضا جویی اغیار ز در راند مرا آن که می‌راند در آخر ز چه رو خواند مرا به سگان در او محرم و یکرنگ…

Continue Reading...

به زنجیر جفایی گر نشد بخت دژم بسته

به زنجیر جفایی گر نشد بخت دژم بسته سگ لیلی به مجنون از چه رو راه حشم بسته مرا حسن ار کرشمه بسته در زلف…

Continue Reading...

به سودای پریشانی‌ست یارب کار من هرشب

به سودای پریشانی‌ست یارب کار من هرشب که در دست رقیبان است زلف یار من هرشب چو دست مدعی زد چنگ همچون شانه بر زلفش…

Continue Reading...

به سومنات اگر ساختند بتکده‌ای

به سومنات اگر ساختند بتکده‌ای به غمزه بشکندش آن صنم به عربده‌ای سراچه دل تنگ مرا چه وسعت‌هاست که هر کناره ز نقش بتی است…

Continue Reading...

به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی

به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی اگر آن پستهٔ شیرین به شکرخنده بگشایی کساد مشک و عنبر در ختا و چین کنی عمدا…

Continue Reading...

به صید خلق بتان تا گشاده بازو را

به صید خلق بتان تا گشاده بازو را شکار شیر بیاموختند آهو را کند ز تیر نظر صید رستم دستان کمان سخت ببینید و زور…

Continue Reading...

به غیر ساحت لیلی اگرچه صحرایی‌ست

به غیر ساحت لیلی اگرچه صحرایی‌ست گمان مدار که مجنون پی تماشایی‌ست ز دشت عقل گذر کن که جای پرخطر است به کوی عشق بکش…

Continue Reading...

به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم

به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم اگرچه یک جهان جان باشدم دامن برافشانم اگرچه در همه عمرم به پیش ای دوست…

Continue Reading...

به کفر زلف آن ترسابچه تا دین و دل دادم

به کفر زلف آن ترسابچه تا دین و دل دادم صلیب رشته تسبیح زاهد رفته از یادم مرا زین بستگی بس فخر بر آزادگان باشد…

Continue Reading...