به آن امید که مطلب بر او شود روشن
به آن امید که مطلب بر او شود روشن شبان طور رود سوی وادی ایمن به دست حسن بتان نیست غیر باد به دستت که…
به باغ حسن که کشت این نهال رعنا را
به باغ حسن که کشت این نهال رعنا را که دل گرفت ز گل بلبلان شیدا را کمند رشته مهر بتان بتاب چنان که سوی…
به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم
به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم ز جان گذشته و جانانه را به وصل رسیدم ز دل گذشتم و پیمان دلبران نشکستم ز…
به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نی
به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نی اگر شراب ننوشی کجا خوری می و کی نوای عشق زهر بند بند من…
به تو میسزد سراپا همه ناز و کبریایی
به تو میسزد سراپا همه ناز و کبریایی که مسلّمی به خوبی و تو راست پارسایی نشنیدهای ز مطرب به جز از حدیث هجران که…
به پیر میفروشان بر بشارت
به پیر میفروشان بر بشارت که زاهد کرد خمخانه زیارت بمی سجاده رنگین کرد زاهد شد از وسواس فارغ بیمرارت مبر زحمت پی تعمیر مسجد…
به جانت ای جوان کز جان خویشت دوستتر دارم
به جانت ای جوان کز جان خویشت دوستتر دارم نپنداری که سر با تیغ از پای تو بردارم من ای شیرینپسر رو از تو بردارم…
به چهرهات شده آن زلف مشکفام نقاب
به چهرهات شده آن زلف مشکفام نقاب بدان صفت که حواصل به زیر پر عقاب تو را بزلف نژند آمده حجاب جمال که دود تیره…
به جنب قامت تو سرو را قیام نماند
به جنب قامت تو سرو را قیام نماند به پیش طلعت تو گل علی الدوام نماند به جز مسافر دل کو به شام زلف تو…
به خود پیرایه چون آن سرو سیماندام میبندد
به خود پیرایه چون آن سرو سیماندام میبندد به سوری سنبل و بر ماه مشک خام میبندد بنامیزد از این مشاطه نازم باغبانی را که…





