بلا مفتون بالای تو باشد

بلا مفتون بالای تو باشد قمر روی دل آرای تو باشد اگر سروی رود یا مه بگوید توان گفتن که همتای تو باشد گرفتم عکسی…

Continue Reading...

بلای جان من خسته سرو بالائیست

بلای جان من خسته سرو بالائیست زخوان عشق مرا نعمتی والائیست مراد دل طلبیدن زدوست خودکامیست نه عاشقست که جز دوستش تمنائیست مرو تو از…

Continue Reading...

بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن

بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن گل چو صلای وصل زد نوبت خوشدلی بزن مطرب بزم عاشقان پرده عشق ساز کن ساقی بزم…

Continue Reading...

بمددکاری عشقت زهوس شاید رست

بمددکاری عشقت زهوس شاید رست عشق هر جا بدرون شد در شهوت بربست عقل را بار ندادند بخلوتگه عشق کی بود بار گدا را چو…

Continue Reading...

بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه

بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه که از نورش کنی چون طور روشن صحن کاشانه در آن موقف که ساقی ساغر توحید میبخشد توهم…

Continue Reading...

بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی

بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی چه غم بکین اگرم دور آسمان بودی نکات حسن لطیف است و عشق لطف از اوست برمز…

Continue Reading...

بمینا ساقیا صهبا نداری

بمینا ساقیا صهبا نداری و یا فکر خمار ما نداری چه حظ از عمر جاویدانت ای خضر که بر کف ساغر صهبا نداری تو روحی…

Continue Reading...

بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار

بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار تا که شایسته ات آشفته به تکفیر کنم چیست زنار کمند خم زلف جانان کفر بیشایبه بر…

Continue Reading...

بنده پیر خراباتم و پیمانه او

بنده پیر خراباتم و پیمانه او که پناه فلک آمد در میخانه او حاش لله که رود مستی عشقش از سر هرکه نوشید چو ما…

Continue Reading...

بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل

بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل نقش حرم دیر بدیده شده باطل فکر دهن تنگ تو در وهم محال است حل شد زلبت…

Continue Reading...