بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم

بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم پا زسر فرق نمیدانم و جان را زتنم همه جا لیلی و اما نشناسم که توئی همه مجنون تو…

Continue Reading...

بصد امید سوی کوی دلستان رفتم

بصد امید سوی کوی دلستان رفتم گرفته دل بکف و بهر امتحان رفتم مباد آنکه سگش را زمن برنجاند بکوی او زرقیبان شبی نهان رفتم…

Continue Reading...

بعهد عشق کجا شیخ و پارسا ماند

بعهد عشق کجا شیخ و پارسا ماند چو جست برق یمان خس کجا بجا ماند عمل نماند که تا خود رساندم در حشر مگر بدست…

Continue Reading...

بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری

بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری خبر زکار نسیم صبا و شانه نداری باین خوشاست دل ودیده ام بمحفل اغیار مهی دو روز…

Continue Reading...

بغیر من که فتاد است بارم اندر گل

بغیر من که فتاد است بارم اندر گل کشیده رخت همه همرهان سوی منزل مرا زاشک روان راه بادیه گل شد بلی بسر نرسد راحله…

Continue Reading...

بغیر دست دل خود که بود بر دستم

بغیر دست دل خود که بود بر دستم نبود کس که زکوی تو رخت بربستم هزار خار مغیلان بپا شکستم بیش ولی عزیمت احرام کعبه…

Continue Reading...

بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم

بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم صلیب رشته تسبیح زاهد رفته از یادم مرا زاین بستگی بس فخر بر آزادگان باشد…

Continue Reading...

بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقی

بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقی که بود نشئه او تا به قیامت باقی مستی می چو خمار آرد و هشیاری و رنج مست…

Continue Reading...

بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ

بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ داغ دار است دل و چهره زخون رنگینم شست و شوئی کنم از آب در میخانه…

Continue Reading...

بگویم ار ز غم عشق داستانی را

بگویم ار ز غم عشق داستانی را چو خویش واله و شیدا کنم جهانی را به بوی آنکه شوم طعمه سگان درش نهفته‌ام به بدن…

Continue Reading...